دی جی حسین فسنقری ستاره شد

مجله عالی ها

دی جی حسین فسنقری ستاره شد

دی جی حسین فسنقری ستاره شد ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

دی جی حسین فسنقری ستاره شد

 مورخان استعداد ذاتی و علاقه ازلی او به موسیقی را مربوط به کودکی که هیچ، مربوط به بدو تولدش می‌دانند. جایی‌که ایشان از همان لحظه ورود (یا بعبارتی خروج!) با دیدن پرستاری شراره‌نام در اتاق عمل، بجای گریه و عوَ عوَ کردن به حرکات موزون و آوازه‌خوانی پرداخته است.

مدتی است که کلیپی به نام ” بازهم شراره حادثه آفرید ” در فضای مجازی منتشر شده است که سر و صدای زیادی بپا کرده است .

استاد در همان دوران نوزادی با لحن‌ها، فنون آوازی و ردیف تحلیلی آواز ایرانی آشنا شد. دوره ردیف آوازی را نزد استاد «شجریان» آغاز و با هجرتی کوتاه‌مدت به فرنگ، صداسازی را در محضر اساتیدی همچون «Scooter» و «Dj.AliGator» آموخت. سپس دوره‌های فشرده رقص باله را نزد استاد «اُردیبهشتیان»(!) طی کرد و از راهنمائیهای زنده‌یاد «بابک بیات»نیز بهره‌مند گردید. او در سالهای اخیر با الگو قرار دادن چهره‌های جوان‌پسند‌تر همچون «سیروان خسروی» فنون تنظیم و نوازندگی را نزد «کوشان حداد» آموزش دید. در ادامه به بحث و بررسی پیرامون یکی از شاهکارهای استاد می‌پردازیم:

«یک، دو، سه ، همه بی‌خیال غصه!»
شروعی طوفانی و مطلعی جان‌افروز که با استفاده‌ی بجا از آرایه ادبی «تناسب» (مراعات النظیر) در بکار گیری اعداد یک، دو و سه، ذهن مخاطب را از علم ادبیات و موسیقی بالاتر برده و درگیر هندسه و ریاضیات می‌کند!

«شما دختر خـانم!! دستتـو بذار تو دست دوستت!»
«آقا پسر دخترت چه لوسه، خوراکش یکی دوتا…!»
شاید این ابیات تابوشکنانه در ظاهر کمی منکراتی و خلاف عرف بنظر برسد اما باید بدانیم که این الفاظ در کارهای استاد همانند کلماتی چون «باده»، «نگار» و «شراب» در اشعار خیام است که معانی عرفانی دارند. هرچند برخی از کارشناسان و منتقدان ادبی با استناد به این بیت از گرایش استاد به هنرآوانگارد و غزل پست‌مدرن سخن به میان آورده‌اند!

«هی نگو چرا دنبال منی، میدونی چرا؟ چون مال منی!»
براستی اولین چیزی که با شنیدن این مصرع، شنیدار ِ آدمی را نوازش دهد واج‌آرایی هنرمندانه حرف «چ» است که خواه‌ناخواه مخاطب را به یاد مصرع معروف «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است» می‌اندازد!

«بازم شراره دلارو دیوونه کرده! مامانش موهاشو عروسکی شونه کرده!»

و اما شاه‌بیت کار! جایی که با بکارگیری آرایه «حسن تعلیل»، علت جنون عالمیان مدل عروسکی موهای معشوق (شراره) بیان می‌شود. غرض از شراره در این مصرع همان شراره‌ی عشق است. آتشی که عاشق را از خامی به پختگی و از عقل به جنون می‌رساند. آتشی که حضرت مولانا آنرا دلیل نوای سوزناک نی می‌داند: «آتش عشق است کَاندَر نِی ‌فُتاد»! اما آرایه‌ای که در این بیت بیش از بقیه چشم‌نوازی می‌کند؛ ایهام کلمه «موهاشو» در مصرع دوم است که مخاطب را به یاد طنز دوپهلو و رندانه حضرت حافظ می‌اندازد. ضمیر «ش» در این کلمه به چی کسی برمیگردد؟ شراره یا مادر شراره؟ مادر شراره موهای شراره را عروسکی شانه کرده است و یا موهای خودش را؟

«رنگ چشای شراره قشنگ و نازه ، شراره چه آسون دلشو به من میبازه!»
و حسن ختام این شاهکار موزیکال که در حین شادی اشکی بی‌بدیل را روانه چشم‌ مخاطب می‌کند. حسن ختامی که نه همچون قصه لیلی‌ومجنون حکایت از مرگِ عاشق و نه چون قصه شیرین‌وفرهاد حکایت از بی‌وفایی معشوق دارد بلکه از دلباختگی معشوقه به عاشق خبر می‌دهد! آن هم به آسانی!»

بیوگرافی نویسنده

سلام خدمت بازدیدکنندگان وبسایت عالی ها / تاده هستم متولد 1370 مدیر عالی ها و امیدوارم از مطالبی که میزارم لذت برده باشید.

مشاهده تمامی 8568 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.