گاهی وقت ها آدم می خواهد با یک چشمک، کلی منظور را به یک دوست برساند. حالا این از بدشانسی آدم است که آن چشمک را جای مناسبی نزند و آن دوست، منظورت را متوجه نشود و حتی بی احترامی و فحش هم تلقی اش کند. بدشانسی است دیگر :)
در پست قبل گفتم اگر اکانتت را پاک کنی، لایک هایت آن لایک می شود، کامنت هایت می پرد! هرچه به اشتراک گذاشته ای، دود می شود، می رود هوا. اما آخرش را نگفتم. اصلا کامنت و لایک و غیره و ذالک، همگی بهانه اند. بهانه ای برای جمع شدن چندین و چند دوست. کامنتت را می خواهم چه بکنم؟! لایکت به چه درد ِ من می خورد؟! اشتراک جاتت را می خواهم چه کار؟! من می خواهم دوستمان باشی و کنارمان باشی. آن کامنت و لایک را تو می گذاری نه باد هوا! ارزش آن کامنت و لایک برای این است که از جانب تو هستند ولاغیر! :) مهم این نیست که کامنت هایت پاک شده و انگار ما داریم با خودمان حرف می زنیم! مهم این است که وقتی این آدرس را آن بالا می زنیم، فقط جای خالیت را حس می کنیم!
حالا دوست نداری آنجا باشی، حرفی نیست. فقط تو را به علی ما را دوست ِ سطحی و الکی خطاب نکن. چون دوست ندارم اینگونه باشم. به دوستانت حق بده که در نبودت، ناراحت و عصبانی باشند! هرچقدر هم که برایت بی اهمیت باشد این “مهم بودنت برایمان” :)
پیشنهاد: از اینجا دوباره اکانت بسازید و دوستان ِ سطحی تان را خشنود کنید. این کار بسیار بسیار سفارش شده است و ثواب دارد :) کمتر روح لطیف مان را اوف بکنید شمارا به خدا :)








زهرا
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:اینم بخشی از کامنت من برای رویا که اینجا تکرارش می کنم:
رویا؟!
خوبی؟
بابا علیها پسر خوبیه مطمئن باش با کمترین و شک ندارم بدون هیچگونه نیت بدی اون متن رو نوشته
اما واکنش برخیها تو فرندفید یه کم تند بوده قبول دارم
ولی باور کن بیشترش به خاطر این بوده که دوست داریم تو جمع مون باشیم
**
مطمئنم که رویا با خوندن این پست حتما آروم میشه چون خیلی مهربان و عاقله :)
پاسخ
چهار ستاره مانده به صبح
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:سلام. ممنونم بابت این یادداشتِ پُرمحبّت. اینجا هم بنویسم محض تأکیدِ بیشتر، اونقدر پُرمحبّت بود که خیلی شرمنده شدم و معذرت میخوام که منظور اصلی شما رو درک نکردم و عصبانی شدم.
پاسخ
علی
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:علی کی میایی بریم تنیس بازی کنیم ؟! آخر هفته دم پارک ونک با بروبچس منتظریم ! ماشینو وردار بدو بیا ! یادت نره ها ! d:
پاسخ
آناهیتا
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:من هم موافقم با همه ی این حرفها…لایک و کامنت به چه درد میخوره رویا؟ اصلش اینه که ادم از رفتن دوستهاشه که ناراحت میشه… :(
پاسخ
علیرضا
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:@ زهرا
لطف داری زهرا جان… مرسی :)
امیدوارم رویای عزیز من رو بخشیده باشه با اینکه حتی نوک سوزن هم قصد و نیت بدی نداشتم…
@ چهار ستاره مانده به صبح
رویا جان باید من رو ببخشی… به هرحال اصلا دوست ندارم که دل دوستایی عزیزی مثل تو رو بشکنم و اگر ناخواسته این کار رو کرده ام، امیدوارم بخشیده باشی من رو.
کاش از همون اول کامل می نوشتم که دیگه موجب اذیت و عصبانیتت نمی شدم. باز هم معذرت می خوام :)
میگم حالا خودمونیم ها، خیلی خطرناک هستی :دی
@ علی
ها؟!!! :دی
@ آناهیتا
اشکالی نداره آناهیتا جان…
وبلاگش که هست هنوز :) همون هم کلیه واسه خودش :)
پاسخ
چهار ستاره مانده به صبح
در ۸۷/۱۰/۰۲ گفت:اومدم پاسخ کامنت شما رو اینجا هم منتقل کنم که جوابیهی شما رو خوندم و ریسه رفتم از خنده. میبینم که هنوز بلدم بخندم. خطرناک یعنی چی؟ :))))
بعد هم شما هیچ تقصیری نداشتید و ندارید. من بابت محبّت شما خیلی ممنونام. این حرفای شما برای من یه دنیا ارزش داشت.
شما سکّههای ما رو بدین، بچّههامون رو هم از گرسنگی نجات دادین و من هم راضی میشم دیگه :))
پاسخ
حدیثه
در ۸۷/۱۰/۰۳ گفت:ها :)
پاسخ
essi
در ۸۷/۱۰/۰۳ گفت:سلام دوست عزیز
میخواستم بگم اگه با تبادل لینک موافق هستی
لینک منو با اسم
افسانه جومونگ ، عکس جومونگ
در سایتتون قرار بدید و بلافاصله اطلاع دهید تا با هر نامی که خواستید لینک شما رو قرار دهم با تشکر بسیار خدمت شما دوست عزیز
در ضمن Page Rank ما ۲ می باشد و آمار ما تا ۵۰۰۰ در روز نیز میرسد.
با آرزوی موفقیت و کامیابی
پاسخ
علیرضا
در ۸۷/۱۰/۰۳ گفت:@ چهار ستاره مانده به صبح
خطرناک هستی دیگه رویاجان، چرا نداره :))
از این که دوست بزرگواری مثل شما رو پیدا کردم، خیلی خوشحالم :) این اتفاق هم باعث شد که گوشه ای از لطفت رو تجربه بکنم :)
سکه هم سرجاش ه :دی
@ حدیثه
آها :))
@ essi
چندتا افسانه ی جومونگ داریم مگه؟!! من یک نفر دیگه رو با همین نام قبلا اضافه کردم :)
پاسخ
Englopedia
در ۸۷/۱۰/۰۴ گفت:ممنون دوست عزیز احتیاجی به گفتن نیست که من هم شما را لینک کردم.
پاسخ
voltan
در ۸۷/۱۰/۰۵ گفت:من که نمیدونم مشکل چی بوده البته به من هم مربوط نیست ولی امیدوارم به خوبی و خوشی حل شده باشه :دی
پاسخ
iamneda
در ۸۷/۱۰/۱۰ گفت::)
پاسخ