در این چند لحظه ای که با هم هستیم، نه می خواهم از نفرتم نسبت به تو بگویم و نه از مشکلاتی که بارها برایم ایجاد کرده ای!
می خواهیم کمی منطقی با هم صحبت کنیم و ببینیم چه می شود آخرش.
راستی عمو به تو گفته بودم که چرا روی هاست شخصی وبلاگ می نویسم؟ آخر هم وردپرس دات کام فـ.یـ.لـ.تـ.ـر بود و هم خود ِ وبلاگم داشت کم کم فـ.یـ.لـ.تـ.ـر می شد! مجبور شدم منتقل بشوم اینجا! بگذریم…

عمو جان! من قبل تر ها عاشق وبلاگ نویسی بودم و حریصانه می نوشتم. چون کم تر احساس محدودیت می کردم. اما مدتی است که دیگر خیلی رغبت ِ نوشتن ندارم. شاید چیز ِ خطرناکی هم ننویسم ها. اما خب به هرحال تو این حس را در من به وجود آوردی!
عمو جان! ماها هرگز تو را محکوم نمی کنیم. چون جرمت فقط یک اشتباه است. همه ی ما اشتباه می کنیم. من هم خیلی زیاد اشتباه کرده ام و می کنم. باز هم اشتباه می کنم قطعا!
عمو جان! بیا دیگر این اشتباه را ادامه ندهی. می خواهی سایت های سـ.کـ.ـسـ.ـی را فـ.یـ.لـ.تـ.ـر کنی، باشد. ما حرفی نداریم اصلا. حمایتت هم می کنیم. اما وجدانا بیا و فـ.یـ.لـ.تـ.ـر ِ وبلاگ ها و سایت هایی که بی دلیل فیلتر کرده ای را بردار!
عمو جان! این همه سایت و وبلاگ متخلف و کپی کار است. چرا آن ها را فـ.یـ.لـ.تـ.ـر نمی کنی؟ چرا باید وبلاگ دوستان ِ ما را که شامل چند سال زحمت شان است فـ.یـ.لـ.تـ.ـر کنی؟ می دانی برای تک تک مطالبشان چقدر وقت گذاشته اند؟
عمو جان! ماها بی ادب نیستیم اما راستش را بخواهی به تو زیاد فحش داده ایم. تو آدم بدی نیستی اما ما به تو فحش داده ایم. فحش می دهیم!
عمو جان! راه رسیدن به خدا، این نیست. راه بهشت این نیست. اینطور بهشت نمی رویم. آدم ِ خوب نمی شویم اینطور. راه، آن نیست که تو فکر می کنی. تو فقط یک اشتباه داری می کنی!
عمو جان! تا کی می خواهی فـ.یـ.لـ.تـ.ـر کنی و سانسور کنی. عمو دیگر دوران ِ سانسور سر رسیده. بیا مردانه تمامش کنیم. وقت ِ من و تو ارزشمند تر از این هاست که تو آن را صرف سانسور کردن کنی و من صرف رد شدن از آن!
عمو جان! می خواهم بدانی که با همه ی این اوصاف دوستت دارم و بهت احترام می گذارم.
عمو جان! راه، از این طرف است!
نوشته های دوستان دیگر:








