این پست مخاطب خاص دارد. دوستان فرندفیدی ام! حالا اگر شما هم دوست داشتید که بخوانید هم خب خواندید دیگر، چه اشکالی دارد؟
راستش را بخواهید، فرندفید هم دغدغه ای شده است برای خودش. گمان می کردم که می شود دست کم اش گرفت. اما خب مگر می شود؟ یک زمانی واقعا لذت می بردم. بحث های گاها جالب و جذاب داشتیم. الان هم همینطور هست اما خیلی فرق دارد. انگار همه داریم نقش بازی می کنیم. ادای خوشحال ها را در می آوریم انگار. انگار خیلی خندانیم! می خندیم اما گریه ای عمیق پشت آن داریم. چرا اش هم دلایل مختلف و شخصی دارد به هرحال.
چیزی که بیشتر باعث ناراحتی مان می شود، نبود ِ دوستانی است که فرندفید در کنار آن ها معنا داشت. یا آن را گذاشته اند به امان خدا، یا اکانتشان را حذف کرده اند و دوباره ساخته اند با اسمی دیگر و یا به کل فرندفید را ترک کرده اند!
خیلی از دوستان هم از کنار هم پراکنده شده اند. حالا یا به خاطر بعضی مسائل یا اینکه همین طوری.
به یاد روزهایی هستم که جمع های مان خیلی صمیمانه تر و گرم تر بود. یادش بخیر…
می دانم که حرف از غیرممکن ها می زنم اما چه خوب می شد اگر همین پُست کوچک، آغازی می شد برای دوباره جمع شدن و برگشتن آن هایی که رفتند :(
فقط! فقط تا فرصت هست و عمری باقیست، دوست دارم خدمتگذار دوستان باقی مانده ام باشم و یک بوس ِ هوایی :)









