سلامت روان

مجله عالی ها

سلامت روان

رموز اصلی بقای عشق چیست؟ من ۲۵ سال در مناطق در حال درگیری زندگی کرده‌ام و الگوهای تخریب کننده زندگی را به چشم دیده‌ام. دکتر آلدو سیویکو گزارش می‌دهد.

به گزارش علیها به نقل از سایکولوژی تودی، زندگی در محل فعالیت قاچاقچیان مواد مخدر و گروه‌های تبهکاری باعث شد تا به آزمایشگاه طبیعی رفتارهای انسانی در شرایط سخت دسترسی داشته باشم. به همین دلیل، موارد بسیاری را در این مناطق دیده‌ام. افراد بسیار زیادی از شرایط زندگی‌شان خسته شده‌اند، اما از خیلی از مواضع خود گذشت کرده تا زندگی بهتری را تجربه کنند.

شاید به دلیل همین تجارب من است که مردان و زنان زیادی هر روز به سراغ من می‌آیند و از من می‌خواهند که به آن‌ها کمک کنم تا عشقشان از بین نرود. برخی حتی از من خواسته‌اند تا کمک کنم رابطه عاشقانه‌شان وارد فاز جدیدی شود. حساب کسانی که برای مشاوره پیش من آمده‌اند دیگر از دستم خارج شده و شرایط مختلفی را دیده‌ام.

روز ولنتاین گذشت و به همین دلیل چند توصیه اساسی برای تمامی زوج‌ها دارم تا رابطه عاشقانه‌شان را نگه دارند. این موارد گلچینی از تمام نکاتی است که من در طول این سال‌ها در مقام مشاور به دیگران گفته‌ام. زوج‌‎های خوشبخت بیش از هر چیز این موارد را دارند:

۱٫ آن‌ها در مورد رابطه‌شان یک افق در نظر دارند
هر وقت با کسی صحبت می‌‎کنم، متوجه این مسئله شده‌ام که اکثر زوج‌ها افقی برای شغل و حتی تعداد بچه‌هایشان در نظر دارند، اما برایم جالب بود که تعداد کمی نسبت به «رابطه عاشقانه‌شان» یک برنامه دراز مدت در ذهن داشتند.

هر وقت بحث عشق مطرح می‌شود، باید از خودمان بپرسیم: چه چیزی از این رابطه می‌خواهیم؟ واقعا چه هدفی از ادامه رابطه داریم؟

چند وقت پیش از یک دختر جوان پرسیدم که مرد ایده‌آل او چه ویژگی‌هایی دارد. از او مشخصا پرسیدم: «دوست داری مرد زندگی‌ات چگونه تو را دوست داشته باشد؟ اگر آنطور که می‌خواهی دوست داشته شوی، چه احساسی خواهی داشت؟» آن دختر چند لحظه بعد گفت که تا به حال درباره این موارد اصلا فکر نکرده است!

بنابراین بسیار مهم است که بدانید از رابطه می‌خواهید. در غیر این صورت مثل این است که تاکسی سوار شوید و مقصد را به او نگویید. در عوض فقط به رانندگی بگویید: «من را به فرودگاه نبر!»

3430 211 قوانین طلایی بقای عشق عاشق و معشوق

۲٫ آن‌ها به عشق غیرشرطی متعهد هستند
عشق واقعی یعنی عشق غیرشرطی؛ شکی در آن نیست. اینطور نیست که شما به ازای دریافت یک امتیاز، به شخص مقابل خود امتیاز بدهید. عشق واقعی در مورد «من» نیست، بلکه در مورد «دیگری» است.

در بیشتر موارد، افراد از اینکه دیگری به آن‌ها کم اهمیتی می‌کنند گلایه دارند. اما حقیقت این است که تحت هیچ شرایطی، بالاخص در شرایط بحرانی، ما نمی‌توانیم دیگری را تغییر دهیم و باید تغییر را از خودمان شروع کنیم. صبر کردن برای به وجود آمدن تغییر در دیگری نامش عشق نیست. این عمل بیشتر نوعی خودخواهی است. گاندی می‌گوید همان تغییری باش که دوست داری در دیگران ببینی. می‌دانم که کمی شجاعت می‌خواهد، اما هرگز از این کار هراس نداشته باشید.

۳٫ آن‌ها نیازهای یکدیگر را برآورده می‌کنند
در عشق هر دو طرف تلاش می‌کنند تا به خواسته‌‌های یکدیگر احترام بگذارند و در جهت تحقق بخشیدن به خواسته‌ها قدم بردارند. من به برادرم و همسرش نگاه می‌کنم. برادر قلب بزرگی دارد و همیشه دوست داشته تا به دیگران کمک کند. او دفتر کارش در ایتالیا را تعطیل کرده و به لبنان رفته تا در کارهای انسان دوستانه دخیل باشد. او را به خاطر قلب بزرگش تحسین می‌کنم. همسر او نیز درست به همین اندازه قابل تحسین است.

۴٫ آن‌ها به نیات خوب دیگری اعتماد دارند
عشق به شکل یک پدیده کمال یافته ظاهر نمی‌شود. هرگز اینطور نیست. عشق بیشتر یک فرآیند رو به جلو است که ممکن است در طول مسیر به طرق مختلف تهدید شود.

انواع و اقسام اشتباهات ممکن است رخ دهد. ممکن است حرف‌هایی زده شود که بعدا خودتان از یادآوری آن‌ها خجالت بکشید. حتی ممکن است تصمیماتی گرفته شود که پایه‌های اعتماد را بلغزاند. گاهی اوقات چنین اتفاقات دردناکی ممکن است رخ دهد.

زوج‌‎های خوشبخت و موفق اما این لحظات سخت را به خوبی درک می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا از همین اتفاقات به عنوان سکوی پرش به مرحله بعدی زندگی‌شان استفاده کنند. این درک البته باید متقابل باشد. در این صورت است که اعتماد، ارتباط و عمق رابطه بیشتر می‌شود. مهم است به یاد داشته باشیم که هرگز نباید خود اتفاق را به صورت ظاهری در ذهنمان مرور کنیم؛ بلکه مهم نیت پشت آن اتفاق است.

۵٫ تسلط بر مهارت‌های ارتبط موثر
مهمترین مهارت یک ارتباط موثر «هنر شنیدن» است. دلیل اکثر جر و بحث‌ها این است که دو طرف با زاویه خودشان به دنیا نگاه می‌کنند. بنابراین خوب شنیدن حرف دیگری می‌تواند مشکلات را تا حد زیادی کم کند. هنر شنیدن می‌تواند بذر اعتماد، ارتباط و محبت را در دل دیگری بکارد. از طریق شنیدن ما می‌توانیم الگوهای اخلاقی را به دیگری نشان دهیم و جا را برای «درک کردن و درک شدن» باز کنیم.

new love princepix 15 قوانین طلایی بقای عشق عاشق و معشوق

۶٫ همیشه جا برای کنجکاوی وجود دارد
زوج‌های بسیار موفق هرگز از کشف کردن طرف مقابلشان سیر نمی‌شوند. آن‌ها اصلا تلاش نمی‌کنند تا طرف مقابل خود را درون یک جعبه محکم بگذراند. به عبارت بهتر، جا برای تعصبات محدود کننده و قرار دادن دیگری در یک چارچوب وجود ندارد. آن‌ها از اینکه هر روز صبح یکدیگر را می‌بینند خوشحال می‌شوند. این افراد همیشه دنبال هیجان و کنجکاوی هستند و هرگز از زندگی کردن در کنار «دیگری» سیر نمی‌شوند.

۷٫ آن‌ها هیچ‌گاه دست از تلاش برنمی‌دارند
زوج‌های موفق هرگز دست از تلاش دوباره برنمی‌‎دارند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که یک رابطه می‌تواند بالا و پایین داشته باشد، اما این مسئله نباید آن‌ها را دلسرد کند. آن‌ها از فرصتی استفاده می‌کنند تا هنگام فراز و نشیب‌ها همه چیز به حالت عادی برگردد و هرگز از این کار خسته نمی‌شوند.

دلیلش این است که آن‌ها می‌دانند عشق یک احساس گذرا نیست و باید تمرین‌های قلبی و ذهنی زیادی را برای آن انجام داد. بنابراین احترام گذاشتن به یک رابطه عاشقانه می‌تواند یک سفر معنوی بسیار خوب برای ما باشد.

به طور کلی می‌توان گفت که زوج‌های موفق «تعهد» را عامل موفقیت خود می‌دانند و یکی از عواملی که تعهد را به ارمغان می‌آورد «پشتکار» است. در این مسیر، شناخت فردی، از خود گذشتگی و البته اصلاح نوع نگرش به ادامه رابطه ضروری است.

منبع: Psychology Today

رموز اصلی بقای عشق چیست؟ من 25 سال در مناطق در حال درگیری زندگی کرده‌ام و الگوهای تخریب کننده زندگی را به چشم دیده‌ام. دکتر آلدو سیویکو گزارش می‌دهد. به گزارش علیها به نقل از سایکولوژی تودی، زندگی در محل فعالیت قاچاقچیان مواد مخدر و گروه‌های تبهکاری باعث شد تا به آزمایشگاه طبیعی رفتارهای انسانی در شرایط سخت دسترسی داشته باشم. به همین دلیل، موارد بسیاری را در این مناطق دیده‌ام. افراد بسیار زیادی از شرایط زندگی‌شان خسته شده‌اند، اما از خیلی از مواضع خود گذشت کرده تا زندگی بهتری را تجربه کنند. شاید به دلیل همین تجارب من است که......

در این ساعت از وبسایت علیها این مطلب بسیار کاربردی را برای شما عزیزان اماده نموده ایم

100872965205 جملاتی کاربردی برای تربیت بهتر و صحیح تر فرزندان

آنها نیاز دارند که محبت شما را به گوش بشنوند. نگویید بچه لوس می شود. کودک حتی نیاز دارد که امنیت را بشنود. بنابراین همدردی ، محبت و امنیت باید در کلمات تان جاری باشد، کودک، دوست، آشنا و همسر شما نیست که بگویید خودش باید بفهمد! شما باید با بیان بعضی از جملات، خیلی از مفاهیم را به او بفهمانید زیرا جملاتی هستند که هر کودکی نیاز به شنیدن آنها دارد. برای اینکه بدانیم، کدام یک از جمله های شما نقش حیاتی مثبتی در زندگی فرزندتان دارد به پیشنهادهای ما فکر کنید.

دوستت دارم

به همین سادگی! یک دوستت دارم ساده شاید آنچنان برای شما مهم نباشد و به چشمتان نیاید اما برای یک کودک همه زندگی اوست. دوست داشته شدن، مسیر دوست داشتن را برای کودک هموار می کند. کودک را مطمئن کنید که بی قید و شرط دوستش دارید. حتی اگر کار بدی انجام دهد که از نظر شما مقبول نیست، نباید به او بگویید دیگر دوستت ندارم.

 تزریق حس امنیت به کودک

«من اینجا هستم و بغلت می کنم»، «من اینجا هستم، کنار تو و نمی گذارم آسیب ببینی»، «من اینجا هستم و صدایت را می شنوم، خواسته ات را به من بگو، لازم نیست جیغ بکشی و گریه کنی تا توجه ام را جلب کنی»، «من اینجا هستم و تو آرام باش» «من اینجا هستم و می توانی روی من حساب کنی». این جمله ها نمونه هایی از حرف هایی هستند که حس امنیت را به کودک شما تزریق می کند.

تماشاچی اش باشید

کودک دست شما را می گیرد و به زور به اتاقش می برد تا پریدن از روی تخت را که به تازگی یاد گرفته برای شما به نمایش بگذارد یا از شما می خواهد، هنگام بازی او را تماشا کنید. نگویید «حوصله ندارم، خودت بازی کن دیگه» مقاومت نکنید در برابر تماشای کودک. او را مطمئن کنید که همیشه تماشایش می کنید و حواستان به کارها و توانایی هایش هست.

 تو افتخار منی

او باید مطمئن شود که شما به اینکه او فرزندتان است، افتخار می کنید. در عین حال نباید توانایی ای که در او نیست، یا علاقه ای به آن ندارد را تنها به این دلیل که شما دوست دارید، به او نسبت دهید. «تو حتما هنرمند بزرگی می شی»، «تو پزشک خیلی خوبی می شی»، «تو حتما ورزشکار نمونه ای می شی»! در این صورت کودک با اضطراب دائمی زندگی می کند و نه تنها در آن کاری که شما دوست دارید، پیشرفتی نخواهد داشت بلکه از علایق و استعدادهای واقعی خودش هم دور می ماند.

از اولش تو را می خواستم

«خوشحالم که تو بچه منی! خوشحالم که در کنارم هستی. خوشحالم که خدا تو را به ما هدیه داده» و جملاتی از این دست در برابر جملاتی چون «کاش یکی برای چند ساعت تو رو نگه می داشت تا من نفس بکشم»، «از اولش هم تو رو نمی خواستیم»، «از وقتی به دنیا اومدی همه چی خراب شد»، «تو باعث شدی نتونم درس بخونم» و… . کودک نباید از اینکه وجود دارد احساس گناه کند و با این حس بزرگ شود. در عوض می بایست خوشحالی مان را از وجودش و در کنارش بودن عنوان کنیم.

می بخشمت عزیزم

«ببخشید مامان» جمله ا ی است که بچه ها بعد از اینکه گمان می کنند، والدینشان را ناراحت کرده اند یا کاری نادرست انجام داده اند، به کرات تکرار می کنند. «بخشیدی؟» او را مطمئن کنید که می بخشیدش. بیان جمله «نمی بخشمت» باعث نمی شود کودک متنبه شود بلکه مجددا به او احساس گناه و سرزنش را هدیه می کند و او چون نمی داند چطور با احساس گناه کنار بیاید دست به لجبازی های بیشتر می زند.

 استرس وارد نکنید

یکی از غم انگیزترین تصاویر ذهنی اغلب ما صحنه ای است که پدر یا مادری کودک را مجبور می کند با سرعت و عجله آنان همراه شود و کودک جا می ماند و بابت جاماندنش تحقیر و سرزنش می شود و مورد خشونت قرار می گیرد. او نمی تواند منظورش را خیلی سریع بگوید. نمی تواند غذایش را به سرعت بزرگ ترها تمام کند. نمی تواند با سرعت بزرگ ترها در بازار راه برود و بدود و چون این ناتوانی غیرعمد محلی برای سرزنش شدن اوست، دچار اضطراب می شود. « زود باش کار دارم»، «زود بگو باید برم»، «بدو دیرم شده» و…استرس را در جان کودک می نشاند. این وظیفه شماست که زمان را طوری تنظیم کنید که مجبور به عجله کردن نباشید.

اگر می خواهی گریه کن

اینها حرفهایی است که معمولا می گوییم، «گریه نکن»، «چرا گریه می کنی اینقدر»، «گریه نداره که»، «مرد که گریه نمی کنه»، «تو دیگه بزرگ شدی، گریه کردن برات زشته»! حال آنکه گریه عکس العملی طبیعی در مقابل موقعیت تلخ و دردناک و احساس غم و اندوه است چرا جلوی یک عکس العمل طبیعی را می گیریم و آن را به بزرگی و مرد بودن ربط می دهیم؟ بگذارید کودک گریه کند، آرام شود و بداند گریه کردن ربطی به مرد و زن بودن و بزرگ و کوچک بودن ندارد و نیازی نیست او همیشه بغضش را نگه دارد.

 هدیه های ماندگار بدهید

گاهی ما پدر و مادرها فکر می کنیم باید در آستین مان هدیه ای نگه داریم، مثلا وقتی با کودکمان به سوپر مارکت می رویم، در یک مراسم مذهبی شرکت می کنیم یا به مهمانی می رویم برای آرام نگه داشتن او مرتب به او قول و وعده می دهیم. اما کارشناسان اصرار دارند زیر بنای یک رفتار خوب، انتخاب راه های بهتر است. بنابراین به جای این که بگویید اگر امروز در خانه مادر بزرگت آرام باشی برایت اسباب بازی می خرم،بهتر است بگویید اگر در خانه مادربزرگ هنگام شام خوردن آرام و مودب باشی من به تو افتخار می کنم.

تشویق کنید

آیا شما به دنبال راهی مطمئن و قطعی می گردید تا کودکتان به حرف شما گوش کند؟ مسلما ترساندن یا محروم کردن راهش نیست. با گفتن جملاتی مثل فردا تو را به پارک نخواهم برد یا برای خرید تو را با خود نمی برم نه تنها تاثیری ندارد بلکه بچه ها را برای انجام اشتباهشان لجوج تر می کند. پس از همین امروز یاد بگیرید کودک تان را تشویق کنید. صد سال هم بدوید تنبیه جواب نمی دهد.

با کودک، کوتاه صحبت کنید

توضیحات مفصل از حوصله بچه خارج است. وقتی با سفارش های مکرر می کوشیم او را سر عقل بیاوریم و مرتب دلیل می آوریم، دقیقا مثل این است که بی صدا هی حرف می زنید و او فقط حرکات لب و دهان و دست های شما را می بیند و دیگر هیچ. کوچولو ها مینیاتوری از بزرگسالان نیستند. توصیه های طولانی در حوصله آنها نمی گنجد. مثلا برای این که فرزندمان قبل از غذا خود را با هله هوله سیر نکند کافی است به او بگویید قبل از ناهار بیسکویت، نه.

۵جمله خوب برای بچه ها

 – من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

 – خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: “بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید.” اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: “خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید.” این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

– احساس تو را درک می کنم:

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: “از تو متنفرم” یا “خیلی بدی.” این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

 – “آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:

” افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: “عدالت را رعایت کنید و منصف باشید” و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم “انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی”!

– از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی:

اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: “صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم” و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.

 

منبع: تبیان

در این ساعت از وبسایت علیها این مطلب بسیار کاربردی را برای شما عزیزان اماده نموده ایم

100872965205

آنها نیاز دارند كه محبت شما را به گوش بشنوند. نگویید بچه لوس می شود. كودك حتی نیاز دارد كه امنیت را بشنود. بنابراین همدردی ، محبت و امنیت باید در كلمات تان جاری باشد، كودك، دوست، آشنا و همسر شما نیست كه بگویید خودش باید بفهمد! شما باید با بیان بعضی از جملات، خیلی از مفاهیم را به او بفهمانید زیرا جملاتی هستند كه هر كودكی نیاز به شنیدن آنها دارد. برای اینکه بدانیم،......